
روبروم دیوار های آجریه
خورشید فردا مال تو
سهم من شبای خاکستری
توی این دلواپسی مدام
جز ترانه های زخمی چی دارم
وقتی حتی تو برام غریبه ای
سر رو شونه های بارون می زارم
اسم تو برای من مقدسه
تا نفس تو سینه پرپر می زنه
باورم کن که فقط باور تو
میتونه قفل قفس رو بشکنه
منمو یه آسمون بی دریغ
منمو یه کوره راهه نا گزیر
ای ستاره شبای مشرقی
پر پرواز منو ازم نگیر


م :
ن : محمدرضا

